فكر مي كنم زمان معرفي وبلاگ تازه تاسيس روش تحقيق فرارسيده باشد.اين وبلاگ توسط آقاي مهدي مجاهدي و من اداره مي شود و سعي مي كنيم از آن به مثابه ابزاري آموزشي براي نوشتن در « کارگاه روش تحقيق ب » استفاده كنيم . كارگاه روش تحقيق ب ، براي تقويت توانمندي دانشجويان رشته علوم سياسي در نگارش مقاله ارائه مي گردد.گرچه اينكار با توجه به عدم آشنايي با كامپيوتر و مشكلات فني در ابتداء براي دانشجويان سخت بود اما، بعد از گذشت حدود 15 روز با قرار گرفتن ۱۲۵نوشته شامل ياداشت هاي روزانه و بخشي از تكاليف و فعاليت هاي كلاسي دانشجويان عملكرد پرباري داشته است.مانيفست اين وبلاگ بر ماهيت فردي مقاله نويسي تاكيد دارد كه روح عصر جديد است.در وبلاگ سعي شده است كه قبل از شروع هر كارگاه طرح درسي ارائه گردد كه در آن بر نكاتي تاكيد گشته كه آشنايي و بحث درباره آنها مي تواندبه تقويت توانمندي نگارشي دانشجويان كمك نمايد.
نوشته هاي روزانه دانشجويان از تعريف و تمجيد تا مفاهيم نظري را دربرگرفته است. گرچه در وبلاگ مي توان داستان ها ، مناجات ، شعر ، تسليت و تبريك يا مفاهيم نظري را ارائه كرد اما، مورد علاقه ما بيش از هرچيز نوشتن « ياداشت هاي اجتماعي » توسط دانشجويان است. از نظر ما ياداشت هاي اجتماعي بيش از هر چيز انعكاس دهنده ديدگاه هاي انتقادي دانشجويان و وبلاگ نويس در مورد « رويدادهاي عمومي و مهم از ديدگاه نويسنده » است كه مي تواند از دو بخش تشكيل گردد:
1- توصيف روشن رويداد و اجزاء تشكيل دهنده آن
2- ارائه نگاه انتقادي نويسنده به موضوع.
يكي ديگر از علائق اداره كنندگان كارگاه تقويت روح انتقادي دانشجويان است. بدين خاطر بخشي در برنامه كلاسي تعبيه گشته است كه مبتني بر نقد فعاليت هاي كلاسي دانشجويان توسط يكديگر است كه ما در بخش « نگاه همكلاسي از نگاه همكلاسي » دستاوردهاي دوستان را در وبلاگ قرار داده ايم.سعي ما ايجاد توانمندي نقد سالم براي دانشجويان كلاس است لذا بر شكلي از نقد تاكيد داريم كه ضمن « توصيف دقيق ديدگاهي مورد انتقاد » ، « ديدگاه انتقادي » فرد را بدور از هر گونه بيان احساسي و شعاري شامل گردد. اين وبلاگ براي پربار شدن نيازمند توجه و راهنمايي دوستان است. ما از ديدگاه هاي و نظرات انتقادي عزيزان استقبال مي كنيم و علاقمنديم در صورتي كه آن را روش مفيدي براي تقويت حس نوشتن در ميان دانشجويان يافتيد كه مي تواند براي ساير دروس و مراكز آموزشي نيز مفيد باشد از معرفي آن در وبلاگ خود مضايقه نفرمائيد.
یکی از دوستان از علت سکوت من در برابر رویدادهای قم پرسش کرده بود . نمی دانم آیا محافظه کاری و دلایل دیگری باعث شده که من صریحا" نتوانم نظر خود را بیان کنم یا نه. اما، وقتی به مساله می اندیشیدم و حواشی رویدادها و نوع کنش افراد را مورد سنجش قرار می دادم بیش تر نسبت به این مساله دچار شک می شوم که امکانی برای نجات بشر از این رویدادها بدون نجات تفکر وجود دارد. واقعیت اینست که می توان با اتکاء به ایدئولوژی ها سیاسی یا برداشت های خاص از مذهب و شریعت به تکفیر و تائید یک عمل پرداخت اما، آنچه در رویکردهای ما غائب است فقدان نگرشی انتقادی نسبت به ماهیت این ایدئولوژی ها و برداشت های دینی و عقل جستجو گر حقیقت است به نحوی که اکثر کنش گران سیاسی و مذهبی در بیشتر اوقات رفتار خود را مبتنی بر مشهورات ومقبولات می نمایند و کمتر ازطریق جستجوگری و تفکر ، به برداشتی از مسائل دست یافته اند. این رویکرد تقلیدی به تفکر و مذهب باعث گشته است که فرصت ماجراجویی و پرخاش گری فراهم گردد و به سادگی شاهد ظهور توده های بهم فشرده باشیم که در حال تائید یا تکفیر یک عمل هستند. از این منظر برای من رویدادهای قم یا ماهیت بسیاری از رویدادها و اجتماعات دیگر تفاوتی ندارد که در هیاهوی فریادها و شعارها ،برداشت های سطحی از مسائل و مخالفان بر ضمیر و جان انسان ها القاء می گردد. در این میان ممکن است جمعی مدنی تر بوده جمعی دیگر پرخاش جو تر اما، آنچه فصل مشترک بخش عمده ای از این افراد است کمتر فکر کردن و بسیار شعار دادن و عمل کردن است.لذا، بیش از هرچیز باید به نجات تفکر پرداخت ونجات تفکر تنها از طریق نجات خود از تقلید و پذیرش سرسری مسائل ممکن می گردد . فکر می کنم اگر هر ایرانی به جای اینکه خود را یک«نجات دهنده » فرض می کرد خود را « غریق » می یافت و به جستجوی راه نجاتی برای خود بود شاید وضع ما متفاوت از موقعیت فعلی بود.