همان گونه که گفته شد کنش عقلانی واجد صفات روشنی و یگانگی می باشد . شرکت در انتخابات نیز به مثابه کنش عقلانی واجد معنایی روشن و یگانه است .شهروندان با شرکت در انتخابات از میان گزینه های ارائه شده گزینه مطلوب را انتخاب می کنند. دراین کنش " انتخاب کردن " ابزاری است که با آن کنش عقلانی یعنی انتخاب گزینه مطلوب سامان می یابد.
این برداشت در صورتی که امکان انتخاب گزینه مطلوب ممکن نباشد اصل " انتخاب کردن " به زیر سئوال می رود. زیرا، انتخاب فی نفسه مطلوب نیست بلکه آنچه از طریق فرآیند انتخابات مورد نظر است فراهم کردن زمینه انتخاب گزینه های مطلوب است.
در چارچوب کنش عقلانی ، شرکت در انتخابات ابزاری است که انسان های عاقل برای سازمان دادن مطلوب به فرآیند تصمیم گیری آزادانه برگزیده اند. لذا، در صورتی که اصل امکان تصمیم گیری آزادانه زیر سئوال رود شرکت در فرآیند انتخابات بی معنا می گردد.
اما آیا انتخابات در ایران کنشی عقلانی است. پاسخ به این پرسش هم مثبت و هم منفی می باشد. گذر زمان و ظهور نسل جدیدی از رای دهندگان باعث ایجاد فضایی گشته است که شرکت در انتخابات به کنشی عقلانی تبدیل می گردد. اما ، بخش بزرگی از رای دهندگان نیز وجود دارند که برای آنها شرکت درانتخابات معنایی چند گانه دارد و انتخابات به مثابه ابزار انتخاب گزینه مطلوب تنها یکی از معانی و اهداف شرکت در انتخابات است.
این معانی متعدد و چند گانه از انتخابات محصول رویدادهای بسیاری است که در طی 25 سال اخیر با مفهوم انتخابات گره خورده است.
یکی از این معانی مساله امنیت ملی است. ترس ها و استرس های پی درپی رخ داده در سال های گذشته همچون جنگ ، تروریسم ، تهدیدات خارجی و ... باعث شده که انتخابات نمادی از حفظ ثبات جامعه و رفع خطر دشمنان خارجی تعبیر شود.
همچنین ، انتخابات از نظر حافظه تاریخی ملت نوعی تشخص یابی و اعلام موجودیت است . مردمی که در بهمن 57 فرصت اعلام موجودیت خود را یافتند هر انتخاباتی را فرصتی برای اظهار وجود خود می بینند. بعبارتی دیگر ، در فضای سیاسی ایران ، انتخابات شاید تنها وسیله مشارکت در امور کشور برای بسیاری از افراد جامعه باشد. برای این عده شرکت در انتخابات به معنای خروج از انفعال و مشارکت در کنش جمعی است . اگر انتخابات از این عده دریغ شود این افراد از نظرسیاسی و اجتماعی به موجودات مرده ی تبدیل گشته هویت جمعی که از طریق انتخابات کسب می کنند را ازدست خواهند داد .
نمونه بارز صحت این فرضیه در نوع کنش مردم در انتخابات شوراها و سپس مجلس هفتم می باشد. آنها در انتخابات حضور نداشتند اما آیا این به معنای حضور و فعالیت ایشان در حوزه مدنی به نفع مخالفان اصلاحات ( از طریق حضور در قدرت ) بود ؟ جواب منفی است. اگر مردم در عرصه انتخابات شرکت نکنند تنها اصلاح طلبان ( به اصطلاح حکومتی ) دچار مشکل نشدند بلکه این شامل اپوزیسیون نیز گردید . در واقع تحریم انتخابات به شکلی که در انتخابات شوراها و بعد مجلس صورت گرفت تحریم فعالانه نبود. بلکه انفعال سیاسی بود که از طرف مردم ظاهر شد .
انفعالی که به علت عدم عمق یافتن ذهنیت پیچیده در اذهان اکثر شهروندان رخ داد. منظور از پیچیدگی ، توانایی در نظر گرفتن عناصر گوناگون در تحلیل و انجام کنش سیاسی طبق آن است. زمانی که افراد به علت آشفتگی وضعیت ، در تحلیل متغیرهای گوناگو ن و نسبت سنجی میان آنها ناتوان گردند در این صورت به احساسات و عواطف فرصت جولان می دهند . ترس های دیرین که به ناخوداگاه ذهن رانده شده بودند ظهور می کند و همچون آتشی عقلانیت را در کوره خود مذاب می نماید. لذا، شاهد هستیم که نتیجه عدم مشارکت سیاسی در انتخاباتی که به تقویت نظام سیاسی – از دیدگاه اپوزیسیون – می انجامد حرکت به سمت اپوزیسیون نبود بلکه دور شدن از هر گونه وجه سیاسی داشتن یا مرگ سیاسی بود.
این درحالی است که در کشورهای توسعه یافته هیچگاه چنین وضعیتی وجود ندارد. وجود جامعه مدنی گسترده ، احزاب قوی و انواع امکان های اجتماعی برای مشارکت باعث شده است که مشارکت سیاسی تنها بخشی از هویت اجتماعی افراد را شکل دهد.
در این جوامع ، به علت حضور تام اقصاد آزاد ، افراد برای کسب و حفظ منافع اقتصادی خود ناچار هستند در انواع اتحادیه ها و کنش های جمعی اقتصادی مشارکت نمایند. اگرچه ، این کنش ها ماهیتی اقتصادی دارد اما ، عملا" آنها را وارد دسته بندی های سیاسی می کند.
این درحالی است که در ایران به علت اقتصاد نفتی و دولتی ، بسیاری از شهروندان مشارکت زیادی در کسب و مدیریت شرایط اقتصادی خود ندارند. در این حوزه نیز ، مانند سایر حوزه ها حضور قوی دولت به عنوان طراح و تنظیم کننده روابط نمایان است.
در چنین شرایطی از یک سو حوزه سیاست به علت عقب ماندگی سیاسی تاریخی ناتوان از سازمان دادن زمینه مشارکت و فعالیت جمعی اکثر نخبگان و توده مردم در قالب فعالیت های حزبی است . از سوی دیگر ، نقش مسلط شهروندان در تصمیم گیری های اقتصادی به علت اقتصاد دولتی از مردم سلب شده است . در چنین ، شرایطی ، اثرگذار ترین نوع حضور مردم ، شرکت در انتخابات می باشد.
در تحلیل روانی یک ملت می توان عناصر و معانی گوناگون دیگری نیز از انتخابات یافت که باعث می گردد انتخابات فراتر از یک ابزار سیاسی تبدیل گردد.و معنایی کثیر یابد. یکی از عللی که در ایران مردم در عرصه سیاسی پیش بینی ناپذیر می باشند وجود این جنبه اسطوره ای – چند گانگی ، ابهام - در رفتارشان است.
سیاستمداران با معیارهای عقلانی امکان یا عدم امکان حضور مردم در انتخاب را تحلیل می کنند در حالی که مردم در کنار بعد عقلانی مساله ، معانی دیگری نیز به مفهوم انتخابات تحمیل می کنند و به آن جنبه اسطوره ای می بخشند.
نمونه ای از کنش های سیاسی اسطوره ای انتخابات اخیر آمریکا بود. در حالی که گروه های مرجع و دانشگاهیان با تحلیل هایی عقلانی مخالفت خود را با ریاست جمهوری بوش اعلام می کردند مردم آمریکا بوش را انتخاب کردند. این انتخاب بیش از آنکه وجه عقلانی داشته باشد نشانه ترس های گسترده آنها از تروریسم (که بیش از آنکه واقعی باشد مساله ی روانی بود)، ظهور مذهب به مثابه کنشی ایمانی و ... بود که باعث گردید برخلاف انتظار عقلاء ، بوش به ریاست جمهوری برسد.
انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز می تواند چنین سرنوشتی داشته باشد روشنفکران می توانند از دو سو مردم را به عقلانیت دعوت کنند :
1- عده ای به ارائه یک سری دلایل عقلانی ، آنها را به عدم شرکت دعوت کنند.
2- گروه دیگر نیز با اشاره به ضرورت توجه به عقلانیت در انتخاب سیاسی ، مردم را به رای دادن تشویق کنند.
ولیکن مردم ضرورتا" بر اساس سخنان این عده عمل ننمایند. آنها بر حسب شرایط روانی ، تشدید ترس ها یا کاهش آنها نسبت به آینده کشور و ... دست به انتخاب زنند . انتخابی که شاید مورد انتظار نخبگان از هر دو سو نباشد.