تبليغاتX
"مهدي كاظمي ( تحليل هاي روزانه )
مهدي كاظمي (تحليل هاي روزانه )
تحلیل های روزانه مهدي كاظمي درباره سياست ، اجتماع ، فرهنگ و زندگي
پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1383
زنان و مساله شایستگی (1)

 ایریگارای - www.violettanet.it/.../ grafica/irigaray2.gif

یکی از ادله مهم مخالفان کسب مقامات ارشد سیاسی و مدیریتی توسط زنان ، مساله شایستگی است . آنها ادعا می کنندکه مخالف حضور زنان در سطوح بالای مدیریتی نیستند بلکه معتقدند تنها شرط کسب جایگاه های فوق داشتن شایستگی می باشد. لذا میان زنان و مردان از این منظر تفاوتی وجود ندارد.

و چون درحال حاضر زنان شایسته برای کسب سطوح وزارت یا استانداری یا مدیریت های کلان سیاسی و علمی وجود ندارد انتساب زنان در این پست ها نیز در حال حاضر منتفی است .

ظاهرا" دلایل فوق موجه می نماید اما از دیدگاه فیمنیستی بالاخص فیمینسم پست مدرن ، برداشت فوق از « شایستگی » دچار مشکل اساسی است.از نظر فیمینست هایی همچون ایریگارای و کریستوا اساسا" عقلانیت مدرن ، سوژه ای مذکر است. در این دیدگاه آنچه به عنوان ملاک های شایستگی شمرده می شود چیزی جزء خصایص مردانه نیست که تحت عنوان عقلانیت مدرن سامان یافته است.

نظریه پردازان دیدگاه رادیکالی ، همچنین عقیده دارند که حتی زبان ، تعقل ، علم و فلسفه مردانه و حاوی صور ریشه دار عمیق و ظریفی از تسلط مرد سالارانه است.

لوس ایریگارای یکی از نظریه پردازان این جریان  ، در آثار فلسفی خود ، نشان دادن بنیادهای پدرسالاری و به ویژه در آثار فلسفی را هدف قرار داده است .

ازنظر او، اندیشه روشنگری با ایمان و عقیده به خرد ، عناصر نابخردانه ذهن و اراده معطوف به قدرت انسان را  نادیده و دست کم گرفته است که در صدد کنترل و در انحصار گرفتن و نابود کردن به نام خرد می باشد.

او به این خرد به شکل ویژگی مردانه می نگرد . از دیدگاه ایریگارای ، فرهنگ غربی ، تک جنسی است. وضعیت زنان نسبت به مردان از نظر اجتماعی و قانونی ، پایین تر ، فرودست تر یا ناقص است.کریستوا-bailiwick.lib.uiowa.edu/ wstudies/gallery.html

او بر این امر پافشاری می کند که دراین فرهنگ بی طرفی یا فراگیر بودن وجود ندارد . برای مثال علم و فلسفه در حقیقت جنسی شده است : آن [ در واقع ] گفتمان سوژه مذکر است.

ایریگارای ادعا می کند که زنان به زبان خاص خودشان نیاز دارند . سخن گفتن یا نوشتن همانند یک مرد در واقع تاکید برتری ، تسلط داشتن در کنترل معنا ، ادعای حقیقت ، عینیت و دانش است ، در صورتی که سخن گفتن همانند یک زن به مفهوم تسلط نداشتن ، به معنای اجازه چندگانگی  یا در حال تغییر بودن ، قابل کنترل نبودن و… است .

به عبارت دیگر قاطع بودن ، مدعی بودن ، جزمی بودن که به معنی داشتن یک نظریه و یک موقعیت سیاسی به مفهوم حالت مردانه گرفتن است.(1)

باتوجه به این رویکرد معیارهای شایستگی چیزی جزء یک موقعیت تفسیری نیست که هر فرد با توجه به جنیست و جایگاه خود در اجتماع ارائه می کند و لذا معیار شایستگی غیر جنسی که بتواند بطور مشترک زنان و مردان را مورد قضاوت قرار دهد وجود ندارد یا تحت تاثیر احساسات و ارزش هایی است که فرد از آن متاثر است. و جنسیت عامل اساسی در جهت دهی به این ارزش های پیشینی است.

لذا ، تقاضا برا ی کسب شایستگی توسط زنان بعنوان شرط رسیدن به مناصب سیاسی ، تقاضا برای حالت مردانه گرفتن است. این تقاضا به معنای دور شدن از وجود و هویت خود ،و کسب هویتی مردانه است.

با توجه به این دیدگاه اساسا" با تسلط رویکردهای مردسالارانه بر مفهوم شایستگی امکان مشارکت فراگیر زنان در عرصه اجتماعی وجود ندارد.زنان برای حضور اجتماعی نیازمند دور شدن از ویژگی های ذاتی خود و کسب ویژگی هایی هستند که در تضاد با هویت و وضعیت روانی ایشان است.

پذیرش معیارها عقلانیت مدرن در واقع پذیرش حاکمیت خرد مردسالار در حوزه های اجتماعی است و زنان در صورت موفقیت در کسب موقعیت های اجتماعی عملا" در ذیل فرهنگ مردسالار به فعالیت خواهند پرداخت و تسلط دیرینه ایشان را در عرصه های عمومی حفظ و بازتولید خواهند نمود.

بررسی وضعیت فعالیت زنان در حوزه های اجتماعی ، نهادهای مدنی و احزاب سیاسی ایران در سال های اخیر تائید کننده این مطلب می باشد.

حضور زنان در حوزه های سیاسی و فعالیت در احزاب به علت اینکه مشاجرات سیاسی خصلتی ستیزه جویانه و مردانه دارد بسیار پائین می باشد. یک بررسی سطحی از وضعیت زنان نخبه جذب شده در احزاب به روشنی نشان می دهد که زنان ایرانی استقبال اندکی از این گونه فعالیت ها بطور حرفه ای نموده اند.

این در حالی است که حضور زنان در نهاد های مدنی (NGO) بیشتر بوده است . این نهادها به علت خصلت غیر متمرکز ، باز و پذیرش پلورالیسم  و دوربودن از هویت مردسالارانه نهادهای  سیاسی زمینه مناسبی را برای فعالیت زنان فراهم نموده اند.

با توجه به نکات فوق ما نیازمند تحول در ماهیت و کیفیت جدال های سیاسی موجود ، همچنین ، ایجاد محیط های زنانه تر در عرصه عمومی می باشیم. انگاره های مبتنی بر عقلانیت مردسالار باید به نفع ویژگی های زنانه تعدیل گردد. و مفهوم شایستگی مذکر با صفات زنانه تعدیل گردد تا امکان ایجاد فضای مشارکت برای زنان فراهم گردد.

این امید که مردان به نمایندگی و دفاع از زنان این وظیفه را به سرانجام برسانند انتظاری بیهوده است. این امید که در « مطبخ مردان » ، حقوق زنان پخته گردد امیدی واهی است.زنان باید خود در این راه گام بردارند و با مشارکت زنان این هدف تحقق یابد.

مشارکت دادن زنان بطور گسترده در فعالیت های عمومی تنها راه گذر از موقعیت فعلی می باشد . برای ایجاد زمینه مشارکت گسترده زنان ، ما نیازمند در پرانتز گذاشتن بسیاری از « ویژگی های مردانه » هستیم که ما آنها را به عنوان نشانه های شایستگی می شناسیم.

این مشارکت گسترده ،از یک سو با ایجاد حس اعتماد به نفس عمومی در میان زنان ، زمینه مشارکت بیشتر ایشان را در عرصه عمومی فراهم می نماید . از سوی دیگربهره مندی عمومی از جنبه های مثبت ویژگی  زنان در عرصه مدیریتی ، نگرش اجتماعی را نسبت به روحیه زنانه تغییرمی دهد. در آن صورت شاید دیگر « مردانه بودن » به ارزش اساسی و ملاک شایستگی تعبیر نگردد.

 

1.        برای آشنایی با اندیشه فیمینیسم پست مدرن بالاخص لوس ایگارای و کریستوا به کتاب های زیر مراجعه شود:

1.1.     « ايدئولوژي هاي مدرن سياسي ، اندرو وينسنت ، مترجم : مرتضي ثاقب فر. تهران : ققنوس ، 1378 »

1.2.     « پنجاه متفکر معاصر: از ساختارگرایی تا پسا مدرنیته ، جان لچت ، مترجم : محسن حکیمی . – تهران : خجسته ، 1377»

1.3. « راهنمای مقدماتی بر پساساختارگرایی و پسامدرنیسم ، مادن ساراپ ، ترجمه : محمد رضا تاجیک . – تهران : نشرنی ، 1382».

 

 

+ Written at by مهدي كاظمي.