تبليغاتX
"مهدي كاظمي ( تحليل هاي روزانه )
مهدي كاظمي (تحليل هاي روزانه )
تحلیل های روزانه مهدي كاظمي درباره سياست ، اجتماع ، فرهنگ و زندگي
یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384
پیام های انتخابات 27 خرداد ( 1) : پایان فرا روایت ها ؛ انهدام طبقه مسلط

     قبل از آغاز تحلیل باید بگویم که نقدها بیش از هرچیز نقدی بر تمامیت جنبش اصلاحی و هواداران آن منجمله خود من به عنوان عضوی کوچک در آن است. و همه ما نیازمند دقت مجدد در راهبردهای انتخاب شده یا مورد هواداری قرار گرفته شده هستیم.

 

1.       پایان فراروایت ها :

شاید اولین جمله ای  که به ذهن من در مورد نتایج انتخابات 27 خرداد رسید پایان فرا روایت ها بود. این جمله منتسب به لیوتار است که یکی از محورهای عمده اندیشه وی را تشکیل می دهد .

اولین بار این رویکرد انتقادی درباره سیستم های کلان اندیشگی توسط نیچه مطرح گردید که کتاب « اراده قدرت یا خواست قدرت » نیچه یکی از مهمترین آثار در این زمینه است. وی در این کتاب به طرح انتقادات خود از فراروایت های دین – ا خلاق – فلسفه پرداخته است. اما در میان رهبران جنبش پست مدرن ، لیوتار بود که مساله را به محور اندیشه خود تبدیل کرد.

مخالفان فرا روایت ها به طرح دیدگاه های انتقادی خود علیه لیبرالیسم ، عقل گرایی ، پوزیتیویسم ، ساختارگرایی و حتی مارکیسیم می پردازند و این اندیشه ها را به طرح جامعه آرمانی خیالی متهم می کنند . آنها با دادن وعده هایی  همچون آزادی ، پیشرفت ، جامعه بدون طبقه عملا" ما را از درک واقعیت های اجتماعی که مبتنی بر تکثر و چندگانگی و جزئیت می باشد محروم می کنند.

نمونه ای از این فرا روایت ، فراروایت " اصلاحات " بود که توسط روشنفکران و جامعه شناسان ایرانی در چند ساله اخیر فرمول بندی شد.انتخابات مرگ این فرا روایت بود که تلاش داشت رفتارهای سیاسی – اجتماعی کل جامعه ایرانی را  را در چارچوب این نظریه کلی و عام تحلیل نماید.

اگر بخواهیم با شاخص های منتقدین فرا روایت ها به تحلیل نتایج انتخابات بپردازیم می توان پیغام های زیر را برای نتایج انتخابات 27 خرداد در نظر گرفت:

 

1.1.             نقد کلیت گرایی:

شکست فرا روایت " اصلاحات" حاوی این پیغام است که نمی توان همه نیازهای طبقات گوناگون را در یک چارچوب خاص فرمول بندی کرد. این کلیت گرایی که تاکید آن بر دموکراسی و حقوق بشر بود باعث شد بخشی از گفتمان های حاشیه ای به مرکز بحث های روشنفکران منتقل و عمده شوند مانند حقوق اقلیت ها و زنان . و در کنار آن مطالبات سایر طبقات همانند اقشار مذهبی و پایین اجتماع به حاشیه رانده گردند.

این به معنای بی اهمیتی مساله حقوق اقلیت ها یا زنان نیست بلکه آنچه واجد اهمیت است وزنی می باشد که ما برای هرکدام از نیازهای طبقات گوناگون در نظر گرفته ایم که بی تردید اهمیت آن با میزان آرائی که برای ما اختصاص خواهند داد رابطه مستقیم دارد.

1.2.             نقد مرکز گرایی :

شکست فراروایت اصلاحات به این معنا است که ما بیش از اینکه نیازمند یک دیدگاه کلی و شاخص برای تحلیل باشیم نیازمند توجه به کثرت نیازها و جزئیت آنها هستیم. این به معنای دور شدن از مرکز گرایی و سانترالیسم است که ویژگی نهادهای نخبه گرا است. گروه های حامی دکتر معین بیش از واقعیت های اجتماعی ایران ، نخبه گرا بودند. و با نگاهی به آنها کمتر نشانی از حامیان کارگر ، روستایی و طبقات مذهبی در آنها می یابیم.

1.3.             نقد عمودی اندیشی :

ما نیازمند اندیشه ای افقی هستیم . افقی اندیشی به این معنا است که هیچ گونه متافزیکی وجود ندارد. این مساله در عرصه سیاست به معنای این است که هیچ شعاری فراتر از شعارهای دیگر نیز وجود ندارد و نمی توان میان نیازها افراد اجتماع رابطه ای عمودی برقرار کرد. و به آنها تقدم و تاخر بخشید. همانگونه که ما نتوانیستم با تقدم بخشیدن بر دموکراسی و حقوق بشر ، باعث توجه دیگران به آنها شویم دیگران نیز با محور قرار دادن معیشت روزمره در جامعه بحران زده کنونی ایران نتوانستند خوشه ای برچینند که نشانی از پیروزی داشته باشد.

در واقع ویژگی ممتاز سید محمد خاتمی این بود که بطور همزمان نیازهای گوناگون طبقات مختلف اجتماعی را تامین می کرد. نیاز به مذهب ، نیاز به عقلانیت ، امید به بهبود معیشت و... . سابقه روشنفکر وی آنچنان بود که دانشجویان و اساتید را بدون هیچ نگرانی به سمت خود کشاند. وابستگی به صنف روحانیت و خانواده مذهبی به حد کافی در طبقات مذهبی اطمینان ایجاد می نمود که وی را نشانه ای از بی بندوباری – با وجود تبلیغات منفی – فرض نکنند. و سابقه وابستگی به چپ سیاسی و امید بازگشت خاطرات خوش دولت موسوی عامل مهمی در کسب حمایت طبقه محروم بود.

اما ، کدامین کاندیدا در انتخاب 27 خرداد واجد تمام این معانی بود. هیچکدام؟!لذا ، شاهد چند پارگی در آراء می باشیم.

سید محمد خاتمی سمبل تلاش برای حفظ نگاه افقی نسبت به مسائل و نیازهای اجتماعی بود . وی تا امروز نتوانست یا نخواست بخشی از نیازهای اجتماعی را به نفع دیگری کنار گذارد.تلاشی که بیش از آنکه فهمیده شود مورد انتقاد روشنفکران قرار گرفت اما ، امروز روشن است که در غیاب روشنفکران و رای دهندگان وابسته به طبقه متوسط ، نقش سرنوشت ساز طبقات مذهبی و محروم اجتماع برای حفظ یا مرگ اصلاحات چه میران اثرگذار خواهد بود.

 

2.       انهدام طبقه مسلط:

 

دومین پیام عمده انتخابات 27 خزداد انهدام طبقه مسلط بود.این کلام برای من یادآور تحلیل جان فوران در کتاب « مقاومت شکننده » است که توسط احمد تدین به فارسی ترجمه شده است.

زمانی که این کتاب را برای درس نظریه های انقلاب کنفرانس می دادم مجذوب ایده مرکزی آن بودم و همیشه انتظار تحقق دوباره آن را داشتم. جان فوران در این کتاب به بررسی انقلابات یکصد ساله اخیر همچون مشروطیت ، جنبش ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی پرداخته است عامل شکست آنها را شکست ائتلاف های سیاسی تشکیل دهنده آن می داندکه مبتنی بر ائتلافی چند طبقه است.

وی انقلاب مشروطه و صنعت نفت را ائتلاف مردم شهری و روستایی ، صنوف و روشنفکران می داند. در این ائتلاف طبقه مسلطی که رهبری جریان را برعهده داشته باشد وجود نداشت. فقدان طبقه مسلط به معنای اینست که در صورتی که  میان رهبران جنبش اختلاف پیشآید  یا شعارهای مطرح انسجام کافی را برای نگه داشتن این طبقات گوناگون کنار یکدیگر نداشته باشد شاهد فروپاشی ائتلاف خواهیم بود.

جنبش دوم خرداد نیز از جنس مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت بود . این بدان معنا است که همانگونه که واجد صفات زیبای آنها است حامل نقاط ضعف آن نیز بود.

این جنبش نیز ائتلافی چند طبقه بود که در آن اقشار مختلف اجتماعی با گرایش های گوناگون حاضر بودند. اما ، ما در انتخابات اخیر شاهد فروپاشی این ائتلاف بطور کامل هستیم.از یک سو ، گروه های اجتماعی سکولار با تحریم انتخابات ما را از رای طیف نستبا" گسترده ای از جامعه رای دهندگان محروم کردند. از سوی دیگر ، طبقات مذهبی  و  فرودست تر وابسته به جنبش  نیز به حاشیه رانده شدند که نقش این گروه در افزایش آراء مهدی کروبی نمایان است.با این وضعیت ، تنها قشر محدودی از آراء منسوب به جنبش اصلاحی وجود داشت که می  توانستیم امیدوار به کسب آن توسط دکتر معین باشیم.

در واقع ، یکی از اشتباهات استراتژیک سیاست گذاران ستاد انتخاباتی دکتر معین در عدم شناخت صحیح توانایی ایشان در « جذب آرای طبقات سکولار وبه حاشیه رانده اجتماع » از یک سو و کم توجهی ایشان به « جذب آرای طبقات محروم اجتماع »  بود . که عامل مهمی در کسب نتایج ضعیف توسط ایشان است.

در واقع ، زمانی که شعار مرگ فراروایت اصلاحات سر داده می شود به معنای این است که هیچ ایده کلی برای سازمان دادن به این نیازهای گوناگون وجود ندارد. زمانی که روایتی کلان ناتوان از نمایش این چندگانگی می گردد عملا" به سمت فروکاستن حقیقت حرکت میکند که آن عبارت است از : ارائه معنایی تحریف شده از آرمان های جنبش اصلاحی . معنایی که اگرچه مورد خواست بخشی از هواداران باشد اما به معنای تقاضای همه هواداران نیست.

ناتوانی در مفصل بندی  یک گفتمان فراگیر که واجد دو صفت متضاد کلیت و چندگانگی باشند عامل مهمی در فروپاشی ائتلاف گسترده حامیان اصلاحات بود. ائتلافی که در دوم خرداد شکل گرفت.

جالب اینکه ، با وجود تجربه انقلابات گوناگون صد ساله اخیر که تمامی آنها حول ائتلاف طبقات گوناگون شکل گرفته است و با شکست این ائتلاف ها شاهد فروپاشی جنبش ها نیز می باشیم عطش عجیبی میان رهبران جنبش اصلاحی برای وزن کشی سیاسی خود وجود داشت گویی که آنها انتظار داشتند نتیجه خارق العاده ای به نفع ایشان در این وزن کشی حاصل گردد.

اگرچه این علاقه برای روشن شدن جایگاه خود ، امری فی نفسه بدی نبود اما با توجه به هزینه آن که همانا شکست جنبش اصلاحی  می باشد آیا امری به صرفه و صلاح بود؟

و آیا زمانی که دکتر معین در نامه آخر خود ما را دعوت به پایان بردن پروسه اصلاحات می نمود که از مشروطیت آغاز شده است خود درک درستی از دلایل شکست آنها داشت؟ مردم بیشتر نیازمند توصیه و نصیحت بودن یا نخبگان؟!

 

ادامه دارد.

 

اگر فرصت کردید این مطالب را در باره اتنخابات بخوانید:

 

واقع گرایی سیاسی : چرا در انتخابات شرکت می کنیم؟ 

 

انتخابات كنش عقلاني يا اسطوره اي ( بخش اول )

 

آیا در ایران انتخابات کنشی عقلانی یا اسطوره ای می باشد؟( بخش دوم)

 

رئیس جمهور مقتدر

+ Written at by مهدي كاظمي.