تبليغاتX
"مهدي كاظمي ( تحليل هاي روزانه )
مهدي كاظمي (تحليل هاي روزانه )
تحلیل های روزانه مهدي كاظمي درباره سياست ، اجتماع ، فرهنگ و زندگي
جمعه چهاردهم مرداد 1384
گنجی باید بی رحمانه نقد شود؟

 

 بعد از نگارش مطلب " گنجی قربانی خشونت یا محرک خشونت ؟" ، دوستان زیادی در این باره با من بطور شفاهی صحبت نموده تعدادی نیز لطف کردند و در وبلاگ نظرات خود را ابراز نمودند.

من خود واقف هستم که نوشته من با توجه به فضای احساسی موجود کاملا" غیر متعارف می باشد. اما ، دقیقا" این فضای انباشته از احساس بود که مرا وادار به نگارش مطلب نمود.

 

Ø       چرا گنجی باید بی رحمانه نقد شود؟

 

در ابتداء قصد داشتم برای نشان دادن کیفیت بحران و میزان مسئولیت دو طرف قضیه ، روزشماری از اتفاقات رخ داده را ارائه کنم. اما، بعد منصرف شدم.چون احساس می کنم این مساله به ضرر گنجی تمام خواهد شد.

آنچه در بررسی این رویدادهای پی در پی نمودار است زیرکی بکار رفته در مدیریت بحران توسط دادستانی تهران است. که عملا" وضعیت را به سمت دلخواه سوق می دهد. همچنین ، وجود پارادوکس های تبلیغاتی و اطلاع رسانی توسط اطرافیان گنجی است.

بطور مثال ، همسر گنجی می گوید چرا اجازه ملاقات به ما یا افراد دیگر داده نمی شود این در حالی است که در گزارش دیگر علاوه بر اعلام دیدار با ایشان ، خبر از ملاقات شخصیت های سیاسی یا مطبوعاتی معتدل همچون دکتر رمضان زاده و یدالله اسلامی می دهند.

از یک طرف ، اعلام می کنند که دادستانی از انتشار واقعی اخبار گنجی ترس دارد. ولیکن چند روزی نمی گذارد که عکس های ایشان بر روی سایت های اینترنتی پخش می شود.

دادستانی اعلام می کند که سرم های مغذی به گنجی داده می شود که هزینه آن از غذای عادی حتی بیشتر است. اما ، خانواده وی آن را رد کرده تا شائبه ای برای بی اثر بودن اعتصاب ایشان ایجاد نشود.(منبع )  اما، هنگامی که از همسر ایشان پرسیده می شود گنجی که در بحران است چگونه توانسته است با هوشیاری نامه نگاری کند فورا" به این مساله استناد می شود که به وی سرم های مغذی و... ارائه می گردد که باعث حفظ هوشیاری وی می شود.( منبع )

از تبدیل شدن بیمارستان میلاد به مرکز امنیتی انتقاد می شود و اینکه هیچ کسی توان ورود به آن را ندارد . از سوی دیگر ، وقتی گفته می شود اکبر گنجی چطور توانسته نامه های خود را از بیمارستان میلاد به بیرون درز دهد در حالی  که به وسیله نیروهای امنیتی و ابزارهای الکترونیکی کنترل می شود همسر وی آن را به زیرکی گنجی نسبت می دهد.(که تا حدی خنده دار می نماید).[1][1]

اینها بخش هایی از جدالی می باشند که بعلت رویکرد احساسی ما به قضیه و بستن چشم بر حقیقت ، حاضر به دیدن آن نیستیم که اگر بخواهیم تمام اتفاقات رخ داده را بررسی نمائیم تضاد های بیشتری هویدا می گردند.

اما، علت اینکه این نکات اشاره شد این نیست که ضرورتا" گنجی یا اطرافیانش افراد غیرصادق یا سیاست بازی هستند که از احساسات افراد نسبت به گنجی قصد استفاده را دارند بلکه بیشتر هدف تاکید بر این نکته است که :« گنجی و اطرافیانش در جریانی گرفتار شده اند که به صورت کاملا" عقلانی و حرفه ای مدیریت می گردد. در حالی که به علت رویکرد ساده انگارانه گنجی و اطرافیانش و استفاده از یک تاکتیک خطی و ساده که همانا پافشاری صرف بر مواضع می باشد  عملا" تمامی کنش های آنها علیه گنجی تمام شده است ».

من فکر می کنم  تحلیل حسین درخشان در این زمینه روشن کننده بخشی دیگر از واقعیت و کمک کننده برای فهم این رویداد است. با بررسی عملکرد سیستم قضائی ، چند نکته مهم هویداست که اصل اساسی در هدایت رفتار آنها  می باشد:

1.       گنجی باید زنده بماند. این مساله از کیفیت مراقبت های صورت گرفته از گنجی در یکی از بهترین بیمارستان های کشور نمایان است.

2.     نباید در برابر خواسته گنجی که همانا آزادی بی قید و شرط است کوتاه آمد . زیرا، این به معنای شکست نظام در برابر گنجی و پذیرش بی گناهی ایشان است؛ پذیرش آزادی گنجی هزینه ای معادل یا بیشتر از مرگ وی برای نظام دارد.

3.    باید کاری کرد که افکار عمومی آهسته آهسته نسبت به ایشان سرد گردد. راهکار این مساله در فرسایشی کردن مساله است. زیرا، زنده ماندن گنجی در طی اعتصاب غذائی طولانی حکایت از این داردکه :

3.1.        احتمالا" ایشان بطور کامل در اعتصاب نبوده فقط شکل تغذیه تغییر کرده است اگر تا قبل از اعتصاب غذا، مواد مغذی از راه دهان به بدن ایشان وارد می شده حال ، این مواد از طریق سرم به بدن ایشان تزریق می گردد.لذا، نفس اعتصاب غذا زیر سئوال می برد.

3.2.       طولانی شدن اعتصاب غذا باعث می گردد این امر از نظر روانی برای افکار داخلی و حتی خارجی عادی گردد. و اینگونه فشار وارد به سیستم سیاسی کاهش یابد.

3.3.       طولانی شدن اعتصاب غذا ، باعث ناامیدی حامیان  گنجی  از آزادی وی توسط  نظام سیاسی می گردد لذا، عملا" فشارها به صورت مضاعف به گنجی منتقل خواهد شد تا اعتصاب غذای خود را بشکند.

3.4.       با بروز شایعه مرگ گنجی که در بیشتر مواقع از طرف خانواده وی دامن زده می شود باعث عادی گشتن اتفاق می گردد. این باعث می شود که افکار عموی بیش از آنکه منتظر آزادی گنجی باشد خود را آماده خبر مرگ گنجی می کند.

4.    در چنین فضایی یا گنجی دست از اعتصاب غذا برخواهد داشت که در اینصورت پیروزی با طرف مقابل وی است . یا اینکه، با مرگ هم آغوش خواهد گردید که در آنصورت مرگی خواهد بود که بیش از هر چیز در افکار عمومی ( نه در محدوده هواداران ) حاصل  سماجت دو طرف و عدم کوتاه آمدن گنجی  تعبیر خواهد گردید. و بدین صورت در هر حال گنجی بازنده نهایی این بازی خواهد بود.

هدف از نکات نشان دادن تحولی است که در شکل کنش دستگاه قضایی رخ داده است و سعی دارد تا حد ممکن از زیرکانه ترین و کم هزینه ترین روش ها برای یکی از پرهزینه ترین زندانیان مطبوعاتی استفاده کند. نکته ای ، که گنجی آن را در نیافته است. و عملا" ، بازنده ، این جدال خواهد شد.

گنجی ، در مصاحبه ای که پس از آزادی در تاریخ 9 خرداد با خبرگزاری ایسنا انجام داد  در پاسخ به اين سوال كه آيا احتمال آزادي سه زنداني ملي مذهبي وجود دارد، با ابراز اين عقيده كه در روال فعلي، عقلانيتي مشاهده نمي‌شود، گفت: « به طور كلي بايد بگويم با زنداني شدن تعدادي از دگرانديشان هزينه‌ي داخلي و خارجي براي نظام به بار آمد و در زندان بودن اين افراد هيچ فايده‌اي براي نظام جمهوري اسلامي ندارد.».

اما ، در شبی که هواداران برای گنجی شمع بر می افروختند نه تنها هدی صابر، علیجانی و  تقی رحمانی آزاد بودند بلکه زرفشان نیز در مرخصی بود و مهندس امیرانتظام و همسرش در مقابل درب منزل گنجی شمع به یاد او برافروختند. یعنی اینکه ، برخلاف دیدگاه گنجی در عملکرد نظام تغییراتی رخ داده است که می توان به عقلانیت ازآن یاد کرد .

درحالی که گنجی در زندان است کریمی سخنگوی قوه قضائیه خبر رفع توقیف تعدادی از مطبوعات را می دهد که باز نشان دهنده شکافی است که برداشت گنجی و عملکرد واقعی نظام در حال حاضر وجود دارد.

حال در چنین فضایی تاکید بر تحلیل کنش گنجی اهمیت می یابد. ما در شرایط جدیدی می باشیم که بازیگران آن در حال پوست اندازی و تغییر شیوه های کنش می باشند. و مانیز باید متناسب با محیط بازی ، روش های پیچیده تر و متناسب تری را انتخاب کنیم.

پیچیدن کنش و تاکتیک ساده انگارانه گنجی در زمینه مسائل سیاسی در هاله ای از احساس و عواطف ، مانع جدی برای درک تحولات اخیر می گردد و بسیاری از هواداران گنجی را ، بالاخص نسل جوان که پرشور تر می باشند به وادی می کشاند که آن را می توان ساده سازی فضای سیاسی فعلی ایران دانست که در آن یک قطب خیر و حق به نام گنجی وجود دارد که شجاعانه بر عمل خود پامی فشارد و در سوی دیگر نیروهای شر قرار دارند که چاره ای جز تسلیم ندارند.

لذا، من مجددا" تاکید می کنم گنجی باید نقد شود آنهم بی رحمانه و بدون تعارف. نه بخاطر اینکه وی گناهکار است و به دروغ سعی در ارائه چهره مظلوم از خود دارد. بلکه باید او نقد شود زیرا ، وی از موضع مظلومیت خود برای تلقین یک تفسیر خاص از موقعیت سیاسی کشور استفاده می کند که بسیار ساده انگارانه و دور از واقع است. و خطر این تفسیر خاص همان است که در مطلب قبلی گفته ام یعنی خشونت سیاسی. اگر واقعا"، مسائل به همان سادگی می باشد که گنجی می گوید و تنها چند نفر توطئه گر در مقابل ملت ایستاده اند .می توان با حذف آنها ، دموکراسی را به مردم اعطاء کرد. کاری که به این سادگی قابل انجام است چرا باید در قالب یک پروسه طولانی دموکراسی خواهی تحقق یابد؟

 

Ø       عقلانیت اجتماعی و مرگ مولف :

 

قبل از اینکه به انتقادات مطرح پاسخ گویم ضرورت دارد نکات دیگری را درباره ارزیابی خود از « کنش های گنجی » بیان کنم. در نگاه فردگرایانه و غیر زمینه گرا، کنش امری ضرورتا" آگاهانه است که  اراده فردی شکل دهنده به آن است. همچنین ، در برداشت عینی گرا، معنای خاصی از کنش وجود دارد که پدید آورنده کنش  در آن نهاده است. در اینصورت ، وظیفه مفسر فهم معنای کنش مطابق با دیدگاه مولف و پدید آورنده کنش می باشد.

اما ، در برابر این دو رویکرد، برداشت های زمینه گرا و ضد مولف وجود دارند که معتقد هستند که اولا"،کنش انسانی نه ضرورتا" یا صرفا" محصول اراده فردی بلکه عناصر گوناگونی در پدیده آوردن آن موثر می باشند. در دیدگاه فرویدی ، ضمیر ناخودآگاه عامل موثری در شکل دادن به کنش ما می باشد. همچنین، یونگ ، روانشناس متاثر از فروید ، ضمیر ناخودآگاه فردی را به سطح اجتماعی منتقل کرده از خاطره جمعی یک ملت سخن می گوید که بسیاری از کنش های آنها را شکل میدهد. این خاطره محصل انباشت تاریخی تجربیات جمعی می باشد که شکلی فراموش شده دارند اما ، اعضای جامعه را به هم گره زده آنها را به صورت یک کل هدایت می کنند.

در کنار دیدگاه های روانشناسانه ، رویکرد هگلی نیز وجود دارد که ضمن انتقاد از عقل انتزاعی ، بر عقلانیت اجتماعی که امری تاریخی می باشد تاکید دارد. عقلانیت اجتماعی تجربیات جوامع می باشد که در ساختارها و نهادهای اجتماعی انباشته شده است.

همچنین، در کنار مباحث همچون ضمیر ناخودآگاه ، خاطره جمعی و عقلانیت اجتماعی ، شاهد مباحثی تحت عنوان " مرگ مولف " می باشیم. طرفداران این رویکرد که بیشتر در حوزه تفسیر و هرمنوتیک قرار دارند معتقدهستند که : پس از صدور کنش یا نوشتن یک متن، ما دیگر شاهد خلع ید از مولف به عنوان مفسر معنای کنش یا متن روبرو می باشیم.کنش یا متن دچار چندگانگی و ابهام معنایی می گردد که برحسب زمینه های اجتماعی گوناگون می توان شاهد هژمونی یک معنا برسایر معانی شد اگر چه هیچگاه معنایی متعدد به حاشیه کاملا" رانده نمی شود. در این برداشت بیش از آنکه با " معنای قطعی " و " عینی " از رفتار یا کنش روبرو باشیم با  " چشم اندازی تفسیری " از کنش روبرو هستیم. .

این چشم اندازی تفسیری از کنش براساس زمینه های اجتماعی ، فرهنگی ، روانی و تجربیات تاریخی ساخته می شود. در واقع ، ما ، در چارچوب زیست – جهان خود که عناصر گوناگون فردی و جمعی به آن شکل می دهند رفتار خود و دیگران را تحلیل و به ارائه چشم انداز تفسیری از آن
می پردازیم. حال با این مقدمات باید گفت:

اولا" ، برداشت من از کنش گنجی ، یا هرکس دیگر در این نوشتارها، بیش از هرچیز چشم اندازی تفسیری است.

ثانیا" ، این چشم انداز تفسیری در زمینه ای از تجربیات تاریخی ، فرهنگی ، اجتماعی و مسائل روانی ( جمعی و شخصی ) شکل گرفته است و شکل می گیرد.

ثالثا"، از نظر این رویکرد گنجی تنها تا زمانی صاحب فعل خود است که صادر نشده است اما پس از پدیدار شدن کنش دیگر نمی تواند از معنای اختصاصی کنش خود صحبت کند و هر فر د می تواند با توجه به برداشت یا تاثیری که ازعناصر زمینه گفته شده در بند دوم  می پذیرد به تفسیر عمل وی بپردازد.

 

Ø       نهضت آزادی و سازمان منافقین

 

نمونه ای از  تجربیات تاریخی ما که نشان می دهد رویکردها و کنش های گزینش شده ما ضرورتا" در چارچوب خواسته های ما اثر گذار نیستند به رابطه " نهضت آزادی و سازمان منافقین " باز می گردد. همانگونه که می دانید بسیاری از اعضای سازمان مجاهدین در پیش از انقلاب در مکتب نهضت آزادی درس آموزی کرده بودند. اما ، آنچه مایه تعجب است تفاوت کنش های این دو گروه میباشد . نهضت آزادی به شهادت تاریخ سیاسی ایران یکی از گروه هایی است که مشی کاملا" صلح آمیز را از زمان تاسیس پیش گرفته و تاکنون نیز ادامه داشته است پس چگونه زمینه ساز تولد چنین سازمان مخوفی می گردد؟

این تفاوت کنش محصول تفاوت در ایدئولوژی آنها می باشد اما سئول هنوز باقی است که با وجودی که اعضای سازمان منافقین از تعلمیات سران نهضت آزادی بهره می بردند پس چرا دچار این تمایز ایدئولوژیک گردیدند؟

چهره های شناخته شده نهضت آزادی یعنی سحابی و بازرگان رویکردی خاص به حوزه دین داشتند. این دو که تحت تاثیر رویکردهای علمی و پوزیتیویستی تلاش نمودند تفسیری علمی از دین ارائه کنند. در واقع، در برداشت های آنها از دین دو نکته اساسی وجود داشت :

1-      دین را با ملاک های غیر دینی مورد مقایسه قرار می دادند.

2-      این ملاک غیر دینی ، علم تجربی بود.

اما، این نکات چه ارتباطی با سازمان مجاهدین قبل از انقلاب ( و سازمان منافقین بعد از انقلاب ) دارد. واقعیت این است که اعضای سازمان منافقین رهیافت روشنفکران منتسب به نهضت آزادی را پذیرفته بودند اما با این تفاوت که آن را در زمینه دیگری بکار بردند:

1-      آنها نیز همانند ، سحابی و بازرگان، سعی کردند دین را تحلیل علمی کنند.

2-   اما با این تفاوت که ، علم مورد نظر آنها دیگر علم پوزیتویستی که رویکردی فردگرایانه و لیبرال داشت نبود بلکه به جای آن علم مارکسیستی قرار گرفت.

همین شیوه التقاطی را به نحو دیگری شریعتی که خود تحت تاثیر این جریان بود بکار برد . و سعی کرد میان بخشی از ایدئولوژی های موجود درغرب و برداشت از دین پیوند ایجاد کند.که محصول آن هرچه بود دموکراتیک نبود.

بدون شک ، سحابی و بازرگان قصد نداشتند که چنین استفاده ای از رویکرد ایشان در تفسیر و بررسی  های دینی صورت گیرد اما، زمانی که آنها این اسلوب را آفریدند و ترویج کردند دیگر مالک آن نبودند و دیگران می توانند با استفاده از آن یا با اعمال تغییراتی ، در زمینه های دیگر یا به شکل دیگر از آن استفاده کنند.

کنش گنجی نیز خارج از این دسته تجربیات نیست.

حتی اگر گنجی در فعل خود صرفا" به دنبال احقاق حق و حتی دفاع از آزادی وحقوق بشر باشد . نوع تاکتیک وی که به انباشت نفرت می انجام عملا" زمینه ساز خشونت میگردد. همچنین، تقدم دادن روح و امر والا به جسم باعث تولید این ایدئولوژی یک خطی می شود که :

 

جسم ما ارزش فداکردن برای آزادی  را داشته باشد.

 

و این ایدئولوژی پس از پرورش می تواند این نتیجه را داشته باشد که :

 

گرفتن جان دیگران می تواند بهایی برای آزادی به حساب آید.

 

اگر چه گنجی و هوادارن وی می توانند بگویند از اولی ، دومی حاصل نمی شود اما ، وقتی کلام نخست در فضای فکری جامعه پراکنده شد امکان یا عدم امکان چنین برداشتی دیگر ربطی به گنجی و هوادارن گنجی ندارد بلکه عملا" دیگرانی که حتی می توانند مخالف گنجی باشند در صورتی که  این ایدئولوژی را مفید به اهداف خود بیابند نتیجه گیری فوق را به نحوی توجیه خواهند کرد.

اگر بتوان "عقلانیت استبدای " را تئوریزه کرد آیا ، نمی توانی از ایدئولوژی « جسم ما ارزش فداکردن برای آزادی  را دارد » به «  گرفتن جان دیگران می تواند بهایی برای آزادی به حساب آید.» گذر کرد؟

 

Ø       اعتصاب غذای گنجی ، ضد عقلانیت اجتماعی است.

 

کنش گنجی ، ضد عقلانیت اجتماعی است که در سال های زیادی در سیستم اجتماعی ایران انباشته است. این تجربه به ما می گوید که اقدامات فردگرایانه نمی تواند راهی به رهایی بگشاید. ما به تجربه آموختیم که انقلاب نیز توان تغییر بنیادهای سیاسی را در جامعه ایران ندارد و ریشه های استبداد چنان عمیق می باشد که هر نظام سیاسی را پس از مدتی در چنبر خود فرا خواهد گرفت. نمی دانم گنجی به چه  پشتوانه ای، امید به موفقیت آمیز بودن حرکت خود دارد . درحالی که ما در تجربه خود انقلاب بهمن 57 را داریم که رهبری در نوع خود بی نظیر آن را هدایت می کرد. همچنین، تجربه دوم خرداد را در پیش رو داریم که حرکت اصلاحی با وجود داشتن رهبری اندیشه ورز و صادق به آسانی پیش نرفت.

در اینصورت گنجی آیا فکر می کند وی توانی بیش از این رهبران دارد. و می تواند یک تنه بر مشکلات چیره گردد و تاریخ را تغییر دهد.

 

Ø       گنجی اسطوره عقلانیت یاخشم و نفرت

 

گنجی چه بخواهد یا نخواهد در حال تبدیل شدن به اسطوره می باشد . هواداران وی از او به " شهید " یا " سمبل زندانیان " و القاب دیگر یاد می کنندو این شخصیت پردازی ادامه خواهد داشت  اما، پرسش نه از اسطوره  شدن بلکه نوع شدن می باشد. من دوست دارم گنجی به اسطوره  دیگری در ایران زمین تبدیل شود  اما ، نه اسطوره ای که حامل احساسات انباشته شده و نفرت باشد. بلکه باید گنجی به اسطوره عقلانیت تبدیل گردد.

اسطوره ، بیشتر خصلتی ضد عقلانی دارد. و زمانی که من آن را  در کنار عقلانیت بکار می برم بیشتر  اسطوره به معنای یک "نهاد فرهنگی" است. در اندیشه غرب اسطوره ها یا نهادهای عقلانی و فرهنگی زیادی وجود دارند که منبع تفسیری مهمی برای هویت یابی انسان غربی می باشند.سقراط، افلاطون و ارسطو در یونان باستان، کانت وهگل در دوران جدید و سایرین به مثابه منابع تفسیری مهمی می باشند که اندیشه ورزان برای تحلیل و فهم بحران های فکری خود به آنها رجوع می کنند.

اما، در ایران چنین نهادهای فرهنگی و اسطوره های عقلانی نه در سطح اندیشه و نه در سطح عمل کمتر یافت می شود.

فارابی و بوعلی سینای فیلسوف، جای کمی در منابع تفسیری ما برای درک کنش صحیح یا تحلیل اندیشه گی دارد اما ، بکرات می توان نام حلاج و بسیاری از عارفان و زاهدان که دشمنان عقلانیت و حامیان فناء خود یا به عبارت صحیح تر " خود تخریبی " می باشند را در زندگی روزمره و از زبان عوام و خواص شنید.

در عرصه سیاسی نیز تعداد اندیشه ورزان واقع گرا که به نهادهای فرهنگی و منبعی برای فهم کنش صحیح تبدیل شده باشند بسیار کم است. شاید در دوران معاصر تنها بتوان از " مصدق " و " خاتمی " به مثابه اسطوره های واقع گرایی و عقلانیت در عرصه سیاسی یاد کرد.

نام مصدق و شکل کنش وی هنوز حرکت دهنده و شکل دهند به جریانات سیاسی است که واقع گرایی و عقلانیت را ترویج می کنند. اگر در ایران تعداد این نام  ها فزونی می گرفت آیا ، نمی شد به برون رفت از وضعیت سیاسی فعلی امید داشت که در آن آرمان گرایی تخیلی ، رادیکالیسم کور، اتکاء صرف بر پنداشته های شخصی و رفتارهای احساسی حاکم است ؟

لذا، گنجی باید تبدیل به اسطوره گردد نه اسطوره آکنده به احساسات و نفرت بلکه اسطوره عقلانیت و واقع گرایی ،  همانطور که خاتمی با وجود انتقادات بسیار در سال های آتی به یک منبع برای شناخت کنش سیاسی صحیح در محیط ایرانی تبدیل خواهد شد.

 

Ø       اعتصاب غذای گنجی ، ضد گفتگو و مصالحه ، و تمامت خواهانه است.

 

یکی از دلایل دیگری  که باعث گردید من از اعتصاب غذای  گنجی حمایت نکنم رویکرد ضد گفتگویی و ضد مصالحه وی می باشد. نگرش اصلاحی متکی بر پیش فرض هایی می باشد که باعث تولد نوع خاصی از سنت سیاسی در زمینه نحوه احقاق حق  زندانیان سیاسی گردیده است.

ما به عنوان اصلاح طلب می پذیریم که سیستم سیاسی و نظام قضایی دچار اشکلات جدی می باشد که نیازمند اصلاح است . این فرض بدان معنا است که افراد بسیاری به علت وجود اشکلات فوق گرفتار یا دچار آسیب خواهند شد ( همانگونه که گزارش علیزاده رئیس دادگستری تهران بخش های را فاش گفت ).

دومین فرض اصلاح طلبی اینست که امکان رفع این مشکلات بطور کلی و در زود هنگام وجود ندارد.

 اما، در صورتی که امکان حل زود هنگام مشکلات وجود ندارد وامیدی به اینکه فرآیندهای موجود در نظام سیاسی بطور عادی بتوانند حافظ حق و عدالت باشند  وجود ندارد در اینصورت در برابر معضلاتی همچون زندانیان سیاسی و مطبوعاتی که آفرینش آنها محصول همان سیستم معیوب است چه باید کرد؟ آیا باید در زندان ماند تا سیستم روزی اصلاح شود و حق شما را بدهد؟ یعنی همان چیزی که گنجی بطور کامل خواهان آن است؟

سنت سیاسی شکل گرفته در سال های اخیر برخلاف رویکرد گنجی که اصرار به تحقق " حق مطلق " می باشد بر نوعی " تساهل " مبتنی است. در این رویکرد ، چون وجود اشکالات را به فراتر از اراده فردی ارجاع  می دهد ضمن پذیرش امکان رخ دادن بی عدالتی مشهود سعی دارد با پذیرش دو اصل " گفتگو ومصالحه " ، آزادی زندانیان سیاسی را تحقق بخشد:

 

1-    اصل گفتگو : اصل گفتگو بر ورود به گفتگو با سیستم قضائی برای  زمینه سازی خلاصی فرد از زندان تاکید دارد.امری که در سال های اخیر به کرات توسط کروبی ، خاتمی و در مورد گنجی توسط افرادی همچون عباس عبدی صورت گرفته است.

2-   اصل مصالحه : رویکرد مصالحه جویان ، بیش از آنکه به دنبال یافتن عامل باشد تلاش دارد راهی برای برون رفت از بحران پیش آمده به صورت آبرو مندانه برای طرفین فراهم سازد. تا نه سیستم قضائی احساس شکست کند و نه زندانیان سیاسی متهم به عدول از مواضع خود گردند.

اما، گنجی هر دو اصل را برنمی تابد. وی با اینکه با استفاده از مکانیزم گفتگو و مذاکره آزاد می شود. اما ، چندان به آن پایبند نمی ماند. در ابتداء با حمله به مقامات عالی کشور زمینه های همدلی که شرط انجام هرگونه گفتگو است را ازمیان بر می دارد. وی به عمد کاری می کند که دیگر هیچ زمینه ای برای مذاکره باقی نماند. همچنین، وی با تاکید بر برداشت تمامت خواهانه بر حق خود، اصل مصالحه را نیز انکار می کند.

در واقع، گنجی با این سنت شکنی ، راه آزادی خود را می بندد.همچنین ، امکان انجام مذاکره در مورد سرنوشت خود را مسدود می کند . همانطور که با وجود خواسته های معقول مطرح در نامه حجاریان ،تهرانی و ... به ریاست قوه قضائیه ، اما بعلت سماجت گنجی برای تمامت خواهی در احقاق حق ، فعالیت های آنها با شکست مواجه می شوند.در حالی است که خواسته مطرح در این نامه که شامل « » ، « » و «  »  می باشند چندان دور از دسترس نمی باشد و قبلا"  این خواسته ها توسط قوه قضائیه و ریاست آن در مورد پرونده وبلاگ نویسان به نحوی مورد پذیرش واقع شده بود.اما، قوه قضائیه چگونه می تواند با این افراد مذاکره کند درحالی که گنجی خود پیشاپیس با نفی هرگونه بدو بستان ، راه را برای مصالحه بسته است.

منظور من از رویکرد تمامت خواهانه بدان معنا نیست که بطور عادی بالاخص در ساحت اندیشه کسب یا رسیدن به عدالت کامل امری مذموم است. بلکه ، بیشتر تاکید بر این نکته است در شرایط کنونی ، رسیدن به آن ممکن نیست و این هدف بیشتر خصلتی آرمانی دارد تا واقعی .

اما، گنجی ، با طرح این خواسته ، علاوه بر انسداد باب گفتگو ، اصل مصالحه که خود به نحوی مقدمه هرگونه گفتگویی می باشد را می بندد. در مرام گنجی تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی پذیرش بی عدالتی توسط قوه قضائیه واعلام شکست می باشد. در واقع، گنجی، هیچ راه حل آبرومندانه ای برای خروج خود و قوه قضائیه از نزاع ارائه نمی کند؟ و عملا" باعث انسدادی میگردد که قابل گشودن نمی باشد.

 

Ø       اعتصاب غذای گنجی ، نفی رویکرد اصلاح طلبان  است.

 

اما، رویکرد گنجی در نفی گفتگو و مصالحه ، تنها بدنبال شکست دادن قوه قضائیه یا ایجاد انسداد در آزادی خود نیست بلکه بدنبال نفی رویکرد اصلاح طلبانه ای است که با مشی وی در تضاد بوده که " انقلابی گری " و " تغییرات بنیادین " میباشد . وی بدنبال این است که با کشیدن دیوار عمیقی میان اصلاح طلبان با نظام سیاسی ، فرصت هرگونه کنش را در چارچوب نظام سیاسی فعلی ناممکن سازد.

حجاریان گستره جبهه حقوق بشر و دموکراسی  را از موتلفه تا نهضت آزادی می بیند. همگامی با چنین طیف گسترده ای با رویکرد های تمامت خواهانه و مطلق گرایانه گنجی ممکن نیست که در اندیشه ی جمهوری خواهی تمام عیار وی متبلور است.

حق و عدالت گنجی، جمهوری خواهی گنجی و بسیاری دیگر از مفاهیم وی چنان ناب و مطلق هستند که تحمل هیچ گونه " دیگری " را ندارند. جمهوری تمام عیار ، هیچ اسانس دیگری را نمی پذیرد زیرا که با اصل تمام عیار بودن آن در تضاد است.

اما، رویکرد های گفتگویی ، پیشاپیش این مطلقیت و ناب گرایی را رد می کند. هویت های سیاسی شکل غیر ناب و چندگانه می یابند که با سایر هویت های سیاسی و فرهنگی زمینه های مشترک می جویند. تلاش برای یافتن این زمینه های مشترک بیش از غیریت سازی به سبک گنجی برای ایشان اهمیت دارد.

اما، گنجی نتوانسته است با اندیشه خود این مرز را ایجاد کند. وی در دو مانیفست خود به تلاشی بی نتیجه دست یازید اما گذر زمان نشان داد اندیشه وی ناتوان از تحقق این هدف می باشد.

حال وی آخرین سرمایه خود را در این راه بکار می گیرد و آن جسم نحیف خود می باشد. مرگ گنجی و خاطره به یاد مانده او می تواند چنان دیواری از احساسات منفی و آکنده به نفرت نسبت به نظام سیاسی در ذهن هواداران و روشنفکران ایجاد کند که هر حرکتی به سمت مصالحه و گفتگو را با پرسش جدی مواجه می سازد. و از نظر روانی به شدت حامیان این رویکرد را تحت فشار قرار خواهد داد.

در اینصورت اگرچه ، گنجی مرده است اما، خاطره و احساس او عامل جدایی اصلاح طلبان از نظام سیاسی می باشد. گسست از نظام سیاسی ، به معنای پایان یک جریان سیاسی است که محور کنش خود را اصلاح سیستم سیاسی با حفظ چارچوب های کلی آن قرار داده بودند.

بدون شک مرگ گنجی نمی تواند این پیوند را بطور کامل بگسلد اما ، عامل مهمی در دلزدگی نیروهای سیاسی بالاخص نیروهای جوان خواهد بود و انرژی و وقت زیادی را برای رفع آن از اصلاح طلبان خواهد گرفت. مطلبی خوب درباره تفاوت رویکرد وی با اصلاح طلبان

 

 

درحاشیه:

سعيد حجاريان :جمهورى خواهى ناب ، سراب است

نوشته محسن مومنی در مورد اختلاف اصلاح طلبان در مورد گنجی

 

با وجود قول به پاسخ گویی به انتقادات ، به علت طولانی شدن مطلب این امکان از من سلب شد. روز شنبه نظر خود را در مورد پیام های دوستان بیان خواهم کرد. متشکر از نظرات شما.



[1][1] - اصل پرسش و پاسخ به شرح زیر است :«  همسر گنجی ، در پاسخ به پرسش یکی از حاضران مبنی بر این که اگر نامه های گنجی تا این حد برای دادستانی و قوه قضاییه دردسر آفرین است پس چگونه اجازه خروج چنین نامه هایی را از طبقه دوازده بیمارستان میلاد که در محاصره خود آن هاست می دهد، گفت: گنجی به رغم تمام محدودیت های دادستانی و مأموران ویژه کار خودش را می کند. یک بار ملاحسینی ـ یکی از مسوولان زندان اوین-  گنجی را به یکی از انفرادی های عجیبی که حتی زندان بان هم دسترسی چندانی به آن نداشت برده بود و به او گفته بود حالا اگر می توانی از این جا باز هم خبر به بیرون از زندان بفرست، اگر توانستی که من به تو دست مریزاد می گویم و هیچ کاری هم به کارت ندارم. جالب این که گنجی از همان انفرادی عجیب و دور از دسترس برای من نامه فرستاد؛ بنابر این قاعدتا برای گنجی نباید ارسال نامه از بیمارستان به بیرون کار دشواری باشد. منبع : http://www.ganjionline.blogfa.com »

 

+ Written at by مهدي كاظمي.