بروندهی زندگی از طریق اقسام کنش های فردی و جمعی که بصورت جنبه تولید کنندگی بشر ظهور می یابد تمنای نامیرایی بشر است.خانواده ، سیراب کننده تمنای نامیرایی انسان است و استمرار آن به تولید وابسته است.نامیرایی و تولید کنندگی با تضاد گره خورده و اساس خانواده براجتماع عناصر ناهمگون مبتنی است که تا درون جامعه گسترش می یابد و جنبش دیالکتیکی را برای حرکت به سمت پیشرفت بیشتر شکل می دهد.
غلبه پوچ گرایی ، پایانی بر عشق انسان به تولید است . و ظهور جنبش های میرا، تلاشی است برای مبارزه با ادعای نامیرایی که جهان مبتنی بر سرمایه و اصل پیشرفت را به پیش می راند.
همجنس گرایی ، برخلاف دگر خواهی ، نازاست و سترون. همجنس گرایی ، بیش از هرچیز شعار مرگ را می دهد و توقف برون دهی زندگی در وجه تولید کننده اش . شاید بتوان گفت سکس و شهوت در همجنس گرایی ، بیرون دادن مرگ است . فریاد ، میرایی بشر و پوچی هستی است . شاید وجه میرای همجنس گرایی است که باعث شدت برخورد با آن در ادیان توحیدی شده است که متکی بر خدای همیشه زنده هستند. ادیان مروج نامیرایی، در برابر میرایی نهفته در همجنس گرایی می ایستند.همجنس گرایی همیشه در حاشیه است زیرا، قدرت بازتولید خود را ندارد. بازتولید خود ، با قدرت تولید گره خورده که بی بهره ازآن است .
لذا، همجنس گرایی برای غلبه بر این نازایی ، برهویت اجتماعی به جای هویت فردی تاکید دارد. در همجنس گرایی تاکید برمفهوم خانواده و مالکیت که عناصر اصلی هویت ساز در نهادهای سنتی است رنگ می بازد و جشن ها و کارناوال های جمعی جانشین آن می گردد تا خود را تکثیر نماید و استمرار بخشد .